بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئين رهروان 233

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

معرفت عبارت از ادراك عين و حقيقت اشياء با ذات و صفات است درجه اول آن شناسائى و تسميه صفات حق و اسماء صفات و اسماء توقيفى است كه مطابق با قرآن و احاديث نبوى ( ص ) باشد . درجه دوم عبارت است از معرفت ذات ، به‌طورىكه بين صفات و ذات حق فرقى نگذارد ، و اين معرفت اختصاص به صاحبان شهود تجلّيات اسمائيّه و شهود حضرت الهيّه دارد ، زيرا صاحبان اين درجه حقتعالى را با اعتبار نسبت اسماء شناسند و اين مرتبه را شهود اسمائى نامند . درجه سوّم معرفتى است كه در آن درجه معرفت عارف در وجود و و ذات معروف مندك و مستغرق گردد و از اين لحاظ در مشهد احديت استدلالى وجود ندارد . و مشهد انقطاع وسايل و اسباب است با ظهور و تجليات مسبب آنها ، زيرا آنجا مرتبه تجلى ذاتى است كه مرتبهء دلالت ذات بر ذات است و درجه طلوع نور بىنشان و حقيقت وجود و هستى مطلق است . درجه دوّم از نهايات ، درجه ( فناء ) است و آن اين است كه اوّلا حق تعالى را عين و حقيقت هستى بداند ، و ممكنات را معدوم مطلق شمارد ، و ثانيا ما سواى حق و مادون ذات او را انكار كند ، زيرا حق را عين و حقيقت هستى كل مىداند از باب « بسيط الحقيقة كلّ الاشياء » آنگاه حق را با حق پيدا كند پس معنى « لا موجود الّا اللّه » در سرّ عارف بظهور آيد . ما عدمهائيم و هستيهاى ما * تو وجود مطلق و هستىنما و آن سه درجه دارد : 1 - فناء معرفت است در معروف ، يعنى عدم شعور به‌واسطه استيلاى ظهور هستى حق بر باطن عارف . 2 - فناء شهود طلب عارف است زيرا با وصول بمطلوب ، طلب ساقط شود ، و آفتاب تجلى جمعى ذاتى كمالى از مشرق قلب عارف طالع شده و شهود معرفت ، با حصول عيان و طلوع خورشيد جمع و حقيقت ساقط گردد . بر لب بحر فنا منتظريم اى ساقى * فرصتى دان كه ز لب تا به دهان اين‌همه نيست 3 - نيست گشتن و فناء از مشاهده فناء زيرا عارف در اين مقام وجودى نمىبيند تا در فناء آن بينديشد و اين مقام فناء در فناء و نيستى در نيستى است كه اكمل مراتب است . در خدا گم شو وصال اين است و بس * گم شدن گم كن كمال اين است و بس